السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

529

سيره معصومان ( فارسي )

محمد بن ابو بكر را با عايشه گسيل كرد و سرانجام عايشه در روز شنبه اول رجب سال 36 ه از بصره خارج شد . مسعودى در اثبات الوصيه مىنويسد : على ( ع ) زنانى نقابدار را مأمور رساندن عايشه كرد و به آنان اسب داد . در تذكرة الخواص از ابن هشام كلبى نقل شده است : على ( ع ) ، برادر عايشه ، عبد الرحمن را به همراه او روانه كرد و با عبد الرحمن نيز سى مرد و بيست زن را كه عمامه‌هايى مانند مردان بر سر داشتند و شمشير به كمر بسته بودند ، روانه كرد و به آنان سفارش كرد كه به عايشه نشان ندهيد كه زن هستيد . نقاب بر چهره داشته باشيد و مراقب باشيد كه هيچ مردى به عايشه نزديك نشود . پس چون به نزديك شهر مدينه رسيد به او نشان دهيد كه زن هستيد . مبرد در الكامل نوشته است : عمرو بن عاص به عايشه گفت : دوست مىداشتم تو در روز جنگ جمل كشته شوى . عايشه پرسيد : براى چه بىپدر ؟ گفت : زيرا تو به اجل خود مرده بودى و به بهشت راه مىيافتى و ما مردن تو را بزرگ‌ترين عيب بر على قرار مىداديم . امير المؤمنين ( ع ) ، ابن عباس را به عنوان عامل خود بر بصره گماشت . وى امور مربوط به خراج و بيت المال را بر عهدهء زياد نهاد و خود به عزم كوفه حركت كرد . سپس ابن عباس اختلاف مردم بصره را طى نامه‌اى به على ( ع ) گزارش داد و آن حضرت در پاسخ او نوشت : تو را از اقدام دربارهء مردم اين شهر اين گونه آگاه مىكنم كه آنان از جمله كسانىاند كه يا به خاطر رغبتى كه بدان اميدوارند و يا به خاطر عقوبتى كه از آن بيمناكند ، بازمانده‌اند . پس تو هم بر گروه نخست با عدالت و انصاف و احسان رفتار كن و گره ترس را از دل آنان باز نما و به اين تيره از ربيعه و هر كس كه تو را پذيرفته است ، تا جايى كه مىتوانى نكويى روا دار . ان شاء اللّه . و السلام . همچنين آن حضرت در ذى القعدهء سال 36 ه نامه‌اى به عبد اللّه بن ابو رافع نوشت و نامه‌اى نيز به ابن عباس نوشت و در آن فرمود : بنگر چه چيزهايى از غلات و غنايم مسلمانان در نزد تو گرد مىآيد و آنها را در ميان كسانى كه تو را پذيرفته‌اند تقسيم كن و اموال اضافى را براى ما بفرست تا آن در ميان طرفداران خود تقسيم كنيم . آن حضرت ( ع ) همچنين نامه‌اى به اين مضمون به فرماندهان لشكرها نوشت : « آگاه باشيد حق شما بر من آن است كه جز در هنگام جنگ رازى را از شما پوشيده ندارم و جز در اجراى حكم شرع ، كارى بدون مشورت و صلاحديد شما انجام ندهم و اجراى حقى را از جايگاهش به تأخير نيندازم . و به شما چيزى كم ندهم . شما نزد من ، در حق يكسانيد . پس اگر شما از چنين كارهايى در حق من دريغ ورزيديد بايد بدانيد كه كسى در نظر من پست‌تر از شما نيست . و در اين صورت من چنين كسى را بدون هيچ اغماض و گذشتى ، مورد مجازات